اس ام اس پ ن پ
اس ام اس پ ن پ

سر کلاس معارف بودیم
وسط امتحان کتاب باز کردم
بغلیم گفت تقلب می کنی؟
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ دارم درس می خونم
.
.
.
میخواستم بخوابم به برادرم گفتم لامپو خواموش کن
گفت نورش اذیت می کنه؟
گفتم : پــَ … گفت: جرات داری بگو؟
گفت : پتو می کشم سرم خوب.
گفت آفرین بلاخره آدم شدی
گفتم پـَـــ نــه پـَـــ فکر کردی تا ابد الاغ می مونم
.
.
.

+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۲/۱۱/۲۶ ساعت ۲:۶ ق.ظ توسط بدرام
|
سلام